بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > پرسه در متون کلاسیک؛ «ساتیاگراها» و پرهیز از خشونت

پرسه در متون کلاسیک؛ «ساتیاگراها» و پرهیز از خشونت


پرسه در متون کلاسیک؛ «ساتیاگراها» و پرهیز از خشونت

‌«ساتیاگراها» در لفظ معادل التزام به حقیقت است و ازاین‌رو به‌ معنی قوّه‌ی حقیقت است. حقیقتْ نفس یا روح است، پس ازاین‌رو ساتیاگراها قوّه‌ی روح است. ساتیاگراها مانع استفاده از خشونت است، زیرا انسان قادر به دانستن حقیقت مطلق نیست، از‌این‌رو صلاحیت کیفردادن ندارد. این واژه در آفریقای جنوبی رواج یافته تا مقاومت عاری از خشونت هندی‌های آفریقا را از «مقاومت منفعلانه‌ی» جنبش زنان و دیگر جنبش‌های امروزین متمایز کند. ساتیاگراها سلاح ضعیفان پنداشته نشده است.
امروزه واژه‌ی «مقاومت منفعلانه» در انگلیسیِ متداول مورد استعمال است و جنبش‌ زنان و نیز دیگر جنبش‌های ناسازگار با هنجارها و قوانین جامعه را شامل می‌شود. مقاومت منفعلانه سلاح ضعیفان پنداشته و قلمداد شده است. مقاومت منفعلانه گرچه از خشونت پرهیز می‌کند و گرچه ضعیفان خشونت را پذیرا نیستند، اما به‌زعم یک مقاومت‌گر منفعل، اگر موقعیت اقتضا کند مقاومت منفعلانه مانع استفاده از خشونت نمی‌شود. اما به‌هرروی این گونه از مقاومت همواره از مقاومت مسلحانه متمایز بوده است و کاربردش یک زمانی فقط به شهدای مسیحی منحصر بوده است.
نافرمانی مدنی نقض مدنی مصوبات قانونی غیراخلاقی است. این واژه را، تا آن‌جاکه من می‌دانم، هنری دیوید ثورو به کار برده است تا بر مقاومت او در برابر قوانین ایالاتی که برده‌داری را مجاز می‌انگارند دلالت کند. از او رساله‌ای استادانه در باب وظیفه‌ی نافرمانی مدنی بر جای مانده است. اما شاید ثورو قهرمان تمام‌عیار نفی خشونت نباشد. ثورو نیز احتمالا نقض قوانین مصوب را به قوانین ناظر بر درآمد، یعنی پرداخت مالیات، محدود کرده است. اما اصطلاح «نافرمانی مدنی»، آن‌طورکه در سال 1919 به عمل درآمده است، نقض هر قانون مصوب غیراخلاقی را دربرمی‌گیرد. این اصطلاح بر سرپیچی مقاومت‌گر به شیوه‌ای مدنی و غیرخشونت‌بار دلالت می‌کند. مقاومت‌گر به تحریم قانون متوسل می‌شود و به‌طیب‌خاطر زندان را پذیرا می‌شود. این نیز شاخه‌ای از ساتیاگراهاست. 
عدم همکاری غالبا مستلزم پرهیز از همکاری با دولتی است که، در نگاه شخص طفره‌رونده از همکاری، دولتی فاسد است. اما عدم همکاری مانع نافرمانی مدنی از گونه‌ی شدیدی است که در بالا توصیف شد. عدم همکاری را، به‌سبب سرشتی که دارد، حتی کودکان نیز می‌توانند بفهمند و بنابراین همگان می‌توانند با اطمینان خاطر آن را به اجرا دربیاورند.
نافرمانی مدنی عادت پیروی مشتاقانه از قوانین بدون ‌دغدغه‌ی تحریم آنها را مفروض پنداشته است. بنابراین نافرمانی مدنی فقط به‌‌منزله‌ی آخرین چاره باید به عمل درآید و به‌هر‌روی باید اساسا توسط اندکی از افراد به اجرا درآید. عدم همکاری همچون نافرمانی مدنی شاخه‌ای از ساتیاگراهاست که همه‌ی اقسام مقاومت ناخشونت‌بار به‌جهت بر کرسی نشاندن حقیقت را دربرمی‌گیرد.

 

:منبع 
Somerville, John & Santoni, Ronald (ed). Social and Political Philosophy; Readings from Plato to Gandhi. 1963. Anchor Books. p. 342.


کلمات کلیدی: مهاتما گاندی، ساتیاگراها، مقاومت منفعل، پرهیز از خشونت